۱۴۰۵ شهریور ۱۸, چهارشنبه

و انسان «خدا» را جهان آفرید مهدی یعقوبی(هیچ)

 




به گیتی اگر هست و نیست

خدا راز تنهایی آدمیست


و انسان خدا را جهان آفرید

و در پای او سجده کرد

و دستان آزاد خود را که بست

چنین خویش را برده کرد

۱۴۰۵ تیر ۱۱, پنجشنبه

شکوه شکفتن ماتریس متقارن ادبی مهدی یعقوبی(هیچ)

 


شمیم  بهاران  تو عمری  تو جانی

بهاران  خزانی  شکوه   جهانی

تو عمری  شکوه  شکفتن  به روحم

تو جانی جهانی  به روحم  وزانی

*****

۱۴۰۵ تیر ۸, دوشنبه

گلفروش مهدی یعقوبی(هیچ)

 


دختر غمگینی

در شبی برف آلود

گل فروشی میکرد


کفش هایش پاره

چهره محزونش دود اندود

بینوا در وطنش دربدر و آواره

۱۴۰۵ خرداد ۳۱, یکشنبه

آرامشواره ها مهدی یعقوبی (هیچ) اشعاری برای آرامش درون

 


( 1)

کوهساران سرسبز

دره ها خاموشند

خلوتی سحرانگیز

افقم گلپوشند


در رگانم انگار

چشمه ساران جاریست

و هزاران غزل عطرآگین

۱۴۰۵ خرداد ۶, چهارشنبه

جنگ به پایان رسیده است مهدی یعقوبی(هیچ)

 

جنگ به پایان رسیده است

و طبل ها به صدا در آمدند

دامب دامب

 و لبخند رهبران

با وعده های دروغین شان

۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۳, چهارشنبه

درفش کاویانی مهدی یعقوبی(هیچ)

 


به کف می افشرم محکم درفش کاویان را

به راهت میدهم ایران جاویدان که جان را


درفش کاویان یعنی شرافت

درفش کاویان یعنی که تکثیر شجاعت

نماد اتحاد ملتی نستوه و بیباک

به رویاروی ضحاک

۱۴۰۵ اردیبهشت ۵, شنبه

از من به من نزدیکتر مهدی یعقوبی(هیچ)

 


پیش از ازل شوریده سر در جستجویت بوده ام
در خواب و بیداری جهان مشتاق رویت بوده ام
در کوچه باغ سبز رویاهای عطرآلوده ام
مبهوت و مات و بیقرار از رنگ و بویت بوده ام
با ماه پشت پنجره با بغض ها در حنجره

۱۴۰۴ اسفند ۱۲, سه‌شنبه

مرگ یا آزادی مهدی یعقوبی(هیچ)

 


یا همه می میریم

یا که ایران را پس می گیریم

مرگ یا آزادی

راه برگشتی نیست

۱۴۰۴ بهمن ۱۶, پنجشنبه

ایران جاویدان من مهدی یعقوبی(هیچ)

 


من ایرانم همه روح و روانم

عجین عشقش که با ذرات جانم

تپش در هر تپش اعماق قلبم

زلال جاریِ خون در رگانم

۱۴۰۴ بهمن ۷, سه‌شنبه

جاویدنامان مهدی یعقوبی(هیچ)

 


به نام نامی جاوید نامان

از عزم و رزمشان پاینده ایران

به نام نامی آنان که خورشید

 میان خونشان سوزان درخشید

۱۴۰۴ بهمن ۱, چهارشنبه

تا فتح تهران - مهدی یعقوبی (هیچ)

 


ای قهرمانان

جنگاوران غرنده شیران

با نام ایران

رو سوی میدان

تا فتح تهران

۱۴۰۴ دی ۴, پنجشنبه

در باغهای کهکشان مهدی یعقوبی(هیچ)

 


در باغهای کهکشان سرگشته و حیران منم

چون پاره سنگی در فضا مبهوت و سرگردان منم

گاهی که می پرسم هدف از زندگی آیا که چیست

در دور باطل بی ثمر هر روز و شب چرخان منم

۱۴۰۴ آذر ۲۳, یکشنبه

هموطن بیدار شو مهدی یعقوبی(هیچ)

 


تا به کی در خواب غفلت هموطن بیدار شو

تا به کی  خواری و ذلت هموطن بیدار شو

تا به کی در زیر یوغ عده ای عمامه دار

۱۴۰۴ آذر ۴, سه‌شنبه

شعر ارغوان مهدی یعقوبی(هیچ)

 


گل ارغوانم چه زیبا شدی

تو زیباترین گل به دنیا شدی

چه خوش رنگ و روی و چه خوش عطر و بوی

سراپا شکوه تماشا شدی

گل ارغوانم گل ارغوان

نوازشگر جان شیدا شدی

۱۴۰۴ آبان ۲۹, پنجشنبه

انسانیت معیار انسان است مهدی یعقوبی (هیچ)

 


انسانیت دین نیست

انسانیت رنگ و نژاد و قوم و آیین نیست

انسانیت قول و قرار و وعده های پوچ

تسکین و مرفین نیست

۱۴۰۴ آبان ۲۳, جمعه

دلارام مهدی یعقوبی(هیچ)



دلارام

تو آرامش جان دلاراممی

تو ماه درخشان که بر باممی

نسیم نوازشگر روح من

شرابی دمادم که در کاممی

۱۴۰۴ شهریور ۱۰, دوشنبه

شعر محبت مهدی یعقوبی(هیچ)

 


به جهان که جز محبت اثری بجا نماند

به جهان که جز عطوفت ثمری به جا نماند

۱۴۰۴ شهریور ۴, سه‌شنبه

رقص - مهدی یعقوبی(هیچ)

 


به کف شلاق خون آلود و بر روی لبش نام خدایش

نفیر و  زوزه های مرگ و نفرت در صدایش

بمن گفتا غضبناک

 بگو یاران خود را

نگاهش کردم و خندیدم آنگاه

به مثل شرزه شیری

خروشیدم به ناگاه

۱۴۰۴ تیر ۱۱, چهارشنبه

این چه دینیست که خصم غزل و موسیقی ست مهدی یعقوبی (هیچ)

 


میروم تا که در میکده را باز کنم

نغمه ای در دل خاموشی شب ساز کنم

شهر دلمرده و ماتم زده ام را لبریز

از شراب و غزل حافظ شیراز کنم

۱۴۰۴ خرداد ۱۵, پنجشنبه

سرود اتحاد مهدی یعقوبی(هیچ)

 


هموطنان هموطنان اتحاد

شیر دلان شیر دلان اتحاد

غرش آزادی میهن به لب

رو که به ضحاک زمان اتحاد