شمیم بهاران تو عمری تو جانی
بهاران خزانی شکوه جهانی
تو عمری شکوه شکفتن به روحم
تو جانی جهانی به روحم وزانی
*****
در عمق رگانم دمادم شرابی
رگانم به جانم طلوعی تو نابی
دمادم طلوعی اثیری به روحم
شرابی تو نابی به روحم عقابی
*****
زلالم ز یادت همیشه معطر
ز یادت در اوجم رهایم سبکپر
همیشه رهایم چو رودم غزلخوان
معطر سبکپر غزلخوان سراسر
*****
به جانم در افکن به هر دم شراره
در افکن در آتش از عشقت دوباره
به هر دم از عشقت لهیبی به پا کن
شراره دوباره به پا کن هماره
مهدی یعقوبی(هیچ)
ماتریس متقارن ادبی
در تاریخ ادبیات، هرگاه شاعران بیش از حد به فرمهای هندسی یا بازیهای زبانی (مثل توشیح یا اشعار مدور در گذشته) پناه بردهاند، معمولاً «آنِ» شاعرانه و روح شعر قربانی شده و خروجی کار بیشتر شبیه به یک «صنعتگری دستکمگرفتهشده» از آب درآمده است. ماتریس متقارن فازی بالا بلندتر از فرم های مکانیکی شعری است.
ماتریس متقارن ادبی یک فرم شعری است که در آن ساختار شعر بهگونهای طراحی میشود که
- هر سطر در محور افقی شعر کامل بسازد
- هر ستون در محور عمودی نیز شعر کامل بسازد
- ترکیبهای حاصل در هر جهت وزن، موسیقی، معنا و تصویر را حفظ کنند
- و ساختار هندسی شعر نسبت به محور اصلی خود آینهوار عمل کند
این فرم، شعری است که مانند یک شبکهٔ چهاردرچهار عمل میکند؛
اما نه شبکهٔ خشک ریاضی، بلکه شبکهای که در هر جهت شعر میماند
چرا این فرم «متقارن» است؟
تقارن در این فرم به این معناست که
ستون اول افقی = ستون اول عمودی
ستون دوم افقی = ستون دوم عمودی
ستون سوم افقی = ستون سوم عمودی
ستون چهارم افقی = ستون چهارم عمودی
این همان تقارن ماتریسی است که در ریاضیات با رابطهٔ
**A = Aᵀ**
شناخته میشود، اما در اینجا تقارن شعری است، نه ریاضی
ویژگیهای بنیادین ماتریس متقارن ادبی
تقارن افقی و عمودی
حفظ وزن عروضی
انعطاف معنایی
هندسهٔ زبانی
موسیقی پایدار
این ویژگیها باعث میشوند شعر در هر جهت پویا بماند.
*****
وزن عروضی و دشواری مضاعف فرم ماتریسی
وزن عروضی بهعنوان قید دوم
فرم ماتریسی خود یک قید سخت است
وقتی وزن عروضی مثلاً فعولن به آن اضافه میشود، دشواری چند برابر میشود
وزن فعولن
کوتاه و ضربی است اجازه کشیدگی زیاد را نمی دهد واحدهای معنایی را مجبور میکند فشرده و موسیقایی باشند کوچکترین جابهجایی وزن را میشکند
در خوانش عمودی نیز باید سالم بماند
*****
چرخدندههای ریاضی و تهدید شعریت
ریاضی ذاتاً سرد است
ریاضی:
تقارن سخت دارد
جابهجاییهای بیانعطاف دارد
نظم آهنین دارد
- و اگر دست بالا را بگیرد، شعر را تبدیل میکند به جدول خشک، این همان «چرخدندههای آهنین» است منطق ریاضی کلمات را خرد و خمیر میکند.
خطرات ریاضی برای شعر ماتریسی
از دست رفتن عاطفه
از دست رفتن تصویر
تکرارهای بیروح
وزنهای مصنوعی
تبدیل شعر به پازل
حذف موسیقی طبیعی زبان
شاعر باید علاوه بر حفظ مضمون هندسه را رام کند،
اگر شاعر نتواند بر اینها غلبه کند، فرم ماتریسی شکست میخورد و شعر تبدیل میشود به بازی ذهنی و جدول سازی خشک و بیروح.





هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر