۱۳۹۹ فروردین ۲۷, چهارشنبه

خرافات خرافات خرافات



ایران همه شد یکسره در بند خرافات
هر گوشه میهن بدهد گند خرافات
ویروسی خطرناکتر از جهل و جنون نیست
در پهنه تاریخ همانند خرافات
در خاک وطن بذر جهالت که بپاشند
یک عده قرمساق، خداوند خرافات
با ریش بلند و شپش آلود و کک و مک
جان بر تنشان بسته به پیوند خرافات
کشتند خرد را به احادیث و روایات
این خیل عبا پوش که دلبند خرافات
بر روی سر مردم ما شیره بمالند
چون روبه مکار به زهرخند خرافات
در کوچه و بازار به شلاق ببندند
هر عاشق و معشوق به ترفند خرافات
در مسجد و منبر که شب و روز به عرعر
هر حرف و کلامی که فرآیند خرافات
از مذهب و مسلک همه تا شکل و شمایل
پوسیده و گندیده و فرزند خرافات
عقل و خرد مردم ما گشته به زنجیر
با توطئه زشت و هدفمند خرافات
ما را که کشاندند به دوران توحش
با حیله و تزویر به پابند خرافات
مهدی یعقوبی

۱۳۹۹ فروردین ۱۵, جمعه

دروغ و دروغ و دروغ و دروغ



به لب روی منبر دعاتان دروغ
بهشت و جهنم خدا تان دروغ
سر و سینه کوبیدن و اشک و آه
عزاداری و کربلاتان دروغ
کتاب مقدس که دم می زنید
سپاس و ستایش، ثناتان دروغ
به سجاده تا مهر و تسبیح تان
رکوع و سجود و اداتان دروغ
به عمامه های سفید و سیاه
سر شانه هاتان عباتان دروغ
به هر قبله ای در جهان سر نهید
که تا مرشد و اولیاتان دروغ
جهنم که آن چهره زشت تان
همه وعده کبریاتان دروغ
به دستانتان پرچم تازیان
فغان و خروش و نواتان دروغ
قرمساق و دیوث و آدمکشید
لب و لوچه تا ناکجاتان دروغ
از این سرزمین گورتان گم کنید
قبا و عبا و لوا تان دروغ
نه رنگی و بویی که از میهنم
همه پشم و ریش و سراتان دروغ
به هر لقمه ای بر دهان خون ماست
سر سفره هاتان غذا تان دروغ
اصول و فروغ و ستون های دین
به هر خشت و آجر بناتان دروغ
لب جوی و حوری و جام شراب
احادیث از انبیاتان دروغ
دروغ و دروغ و دروغ و دروغ
در ایران دلیل بقاتان دروغ
مهدی یعقوبی

۱۳۹۹ فروردین ۱۱, دوشنبه

آیا که پس از مرگ جهان دگری هست






آیا که پس از مرگ جهان دگری هست
دنیای دگر زندگی تازه تری هست
در تیرگی خاک در اعماق سیاهی
مانند شب تار به پشتش سحری هست
باور بکنم آنهمه غلمان بهشتی
اندر بغل زاهد و شیخ حشری هست
شب تا به سحر سکس و همه سکس و همه سکس
مشغول در آنجا که فقط هر بشری هست
از وعده آتش که خدا داد به کفار
وز شعله سوزان جهنم خبری هست
این پیکر پوسیده برون آمده از قبر
آنسوی جهان معجز شق القمری هست
هر بنده مومن سر شب تا به سحر مست
مطرب که به می رقص کنان هر گذری هست
هر کس که نخواهد برود باغ بهشتش
بر فرق سرش باز که تیغ و تبری هست
خواهم به جهنم بروم من که خدایا!؟
از حرمت آزادی انسان اثری هست
مهدی یعقوبی
 

۱۳۹۹ فروردین ۲, شنبه

باید ایران همه جا گندزدایی بکنیم



باید ایران همه جا گندزدایی بکنیم
از زمین تا به هوا گند زدایی بکنیم
اولین نقطه این خاک که در شهر قم است
از قبا تا به عبا گند زدایی بکنیم
اینهمه مقبره ها بتکده هایند همه
دین و آیین و خدا گندزدایی بکنیم
غل و زنجیر که از روح و روان برداریم
جان و دل را به صفا گندزدایی بکنیم
این خرافات خطرناکتر از ایدز و وباست
بایدش یکسره تا گندزدایی بکنیم
قدر هر کس که به انسانیت او بسته است
محک خود که لذا گندزدایی بکنیم
زندگی میهن ما بوی تعفن که گرفت
زندگی را که خوشا گندزدایی بکنیم
جای اندوه و غم و ناله که با ساز و سرود
از وطن رنج و بلا گندزدایی بکنیم
چه کسی گفته حرام است که میخانه و می
کوچه را از فقها گندزدایی بکنیم
هر چه از مذهب ارثی که رسیدست به ما
همه بی چون و چرا گندزدایی بکنیم
شک همان رایحه و بوی خوش آزادیست
فکر و اندیشه بیا گند زدایی بکنیم
مهدی یعقوبی

۱۳۹۸ اسفند ۱۷, شنبه

دیوانه ی دیوانه - مهدی یعقوبی



بی خانه و کاشانه دیوانه دیوانه
با نغمه مستانه دیوانه دیوانه
از خویش که بیخویشم جز عشق نیندیشم
ویرانه ویرانه دیوانه دیوانه
  رقصنده تر از بادم در شعله هر آتش
پروانه پروانه دیوانه دیوانه
اعماق دلم توفان سرمستی بی پایان
میخانه به میخانه دیوانه دیوانه
امواج پر آشوبم بر صخره که سر کوبم
جانانه جانانه دیوانه دیوانه
بی عشق جهان یعنی یکسر همه گورستان
غمخانه غمخانه دیوانه دیوانه
با هر تپش قلبم جز رنگ رخت عالم
بیگانه بیگانه دیوانه دیوانه
در من گل رویایی زیبایی و شیدایی
افسانه در افسانه دیوانه دیوانه
از عطر تو گلپوشم هر لحظه که می نوشم
پیمانه به پیمانه دیوانه دیوانه
مهدی یعقوبی