دختر غمگینی
در شبی برف آلود
گل فروشی میکرد
کفش هایش پاره
چهره محزونش دود اندود
بینوا در وطنش دربدر و آواره
تا فکر شما که در غل و زنجیر است - آزادی دست و پایتان تزویر است - برخیز و غبار روح خود را بتکان - اندیشه نو شدن همان تغییر است - مهدی یعقوبی
دختر غمگینی
در شبی برف آلود
گل فروشی میکرد
کفش هایش پاره
چهره محزونش دود اندود
بینوا در وطنش دربدر و آواره
( 1)
کوهساران سرسبز
دره ها خاموشند
خلوتی سحرانگیز
افقم گلپوشند
در رگانم انگار
چشمه ساران جاریست
و هزاران غزل عطرآگین
به کف می افشرم محکم درفش کاویان را
به راهت میدهم ایران جاویدان که جان را
درفش کاویان یعنی شرافت
درفش کاویان یعنی که تکثیر شجاعت
نماد اتحاد ملتی نستوه و بیباک
به رویاروی ضحاک