۱۴۰۵ شهریور ۲۵, چهارشنبه

امان از گرانی گرانی گرانی مهدی یعقوبی(هیچ)

 


وطن شد که در بند یک عده جانی   

به پایین و بالا که مشتی روانی 

به منبر شب و روز در روضه خوانی

نمانده سر سفره ها قرص نانی

امان از گرانی گرانی گرانی

۱۴۰۵ شهریور ۱۸, چهارشنبه

و انسان «خدا» را جهان آفرید مهدی یعقوبی(هیچ)

 




به گیتی اگر هست و نیست

خدا راز تنهایی آدمیست


و انسان خدا را جهان آفرید

و در پای او سجده کرد

و دستان آزاد خود را که بست

چنین خویش را برده کرد

۱۴۰۵ تیر ۱۱, پنجشنبه

شکوه شکفتن ماتریس متقارن ادبی مهدی یعقوبی(هیچ)

 


شمیم  بهاران  تو عمری  تو جانی

بهاران  خزانی  شکوه   جهانی

تو عمری  شکوه  شکفتن  به روحم

تو جانی جهانی  به روحم  وزانی

*****

۱۴۰۵ تیر ۸, دوشنبه

گلفروش مهدی یعقوبی(هیچ)

 


دختر غمگینی

در شبی برف آلود

گل فروشی میکرد


کفش هایش پاره

چهره محزونش دود اندود

بینوا در وطنش دربدر و آواره

۱۴۰۵ خرداد ۳۱, یکشنبه

آرامشواره ها مهدی یعقوبی (هیچ) اشعاری برای آرامش درون

 


( 1)

کوهساران سرسبز

دره ها خاموشند

خلوتی سحرانگیز

افقم گلپوشند


در رگانم انگار

چشمه ساران جاریست

و هزاران غزل عطرآگین