من ایرانم همه روح و روانم
عجین عشقش که با ذرات جانم
تپش در هر تپش اعماق قلبم
زلال جاریِ خون در رگانم
تا فکر شما که در غل و زنجیر است - آزادی دست و پایتان تزویر است - برخیز و غبار روح خود را بتکان - اندیشه نو شدن همان تغییر است - مهدی یعقوبی
به نام نامی جاوید نامان
از عزم و رزمشان پاینده ایران
به نام نامی آنان که خورشید
میان خونشان سوزان درخشید
در باغهای کهکشان سرگشته و حیران منم
چون پاره سنگی در فضا مبهوت و سرگردان منم
گاهی که می پرسم هدف از زندگی آیا که چیست
در دور باطل بی ثمر هر روز و شب چرخان منم
تا به کی در خواب غفلت هموطن بیدار شو
تا به کی خواری و ذلت هموطن بیدار شو
تا به کی در زیر یوغ عده ای عمامه دار