تا فکر شما که در غل و زنجیر است - آزادی دست و پایتان تزویر است - برخیز و غبار روح خود را بتکان - اندیشه نو شدن همان تغییر است - مهدی یعقوبی
وطن شد که در بند یک عده جانی
به پایین و بالا که مشتی روانی
به منبر شب و روز در روضه خوانی
نمانده سر سفره ها قرص نانی
امان از گرانی گرانی گرانی
به گیتی اگر هست و نیست
خدا راز تنهایی آدمیست
و انسان خدا را جهان آفرید
و در پای او سجده کرد
و دستان آزاد خود را که بست
چنین خویش را برده کرد