۱۴۰۵ شهریور ۱۸, چهارشنبه

و انسان «خدا» را جهان آفرید مهدی یعقوبی(هیچ)

 




به گیتی اگر هست و نیست

خدا راز تنهایی آدمیست


و انسان خدا را جهان آفرید

و در پای او سجده کرد

و دستان آزاد خود را که بست

چنین خویش را برده کرد


در عالم هزاران خداست

یکی گاو را می پرستد یکی بت پرست

یک هم که آلت پرست

و هر دین که انبوهی از پیروان

همه عمر خود

درون معابد به آه و فغان


خدای یکی دیدنی 

یکی هم که نادیدنی

خدای یکی چوب و سنگ

یکی هم که بی  آب و رنگ


و تاریخ نوع بشر 

پر از جنگهاست

و خونین ترین جنگها، جنگ راه خداست

مذاهب چه خونها زمین ریختند

به دار عاشقانِ حقیقت که آویختند


به تیغ و تبر بر سر هر گذر

عقاید که تفتیش شد

و آزادی انتخاب

جنایت که تفسیر شد

و کشتارهای شنیع

مقدس که تعبیر شد


یهودیت آدم که کشت

مسیحیت آدم که کشت

و اسلام هنوز هم که بی وقفه در حال آدم کشی است

و ادیان ریز و درشت

همه پرچم خون به مشت


خدا را بشر از برای فریب

خدا را بشر از برای دروغ

خدا را بشر از سر جهل خود آفرید


خدا زاده ترس انسان که از رعد و برق

و وحشت که از زلزله ست

خدا ریشه اش در ندانسته هاست

و آغاز هر فاجعه در همین ماجراست


 کتاب مقدس پر از قصه های عجیب

کتاب مقدس سراسر که افسانه است

و با روشنایی که بیگانه است


کسی از دل آسمان

نیامد به سوی زمین

بهشت و جهنم پس از مرگ نیست

محبت به همنوع خود کن همین

*****

خدایی اگر هست و نیست

من اما که مسحورم از راز و رمز جهان

و آیا کسی در پس پرده هست

و یا هیچ نیست


به روز و شبم در تکاپو

شکوهی شگفت

مرا میبرد دورها

و پر میشود جانم از نورها


و میلیاردها کهکشان عظیم

دمادم به تاب و تپند

و در قلب من می تپند

مهدی یعقوبی(هیچ)

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر