۱۳۹۴ خرداد ۳۱, یکشنبه

دو صد لعنت که بر آخوند و ملا - مهدی یعقوبی




تن آدم بلرزد وحشت افزا
تو گویی می رسد روز مبادا
در آوار مهیب خشکسالی
بیابان می شود ایران زیبا
گلی حتی به گلدانی نماند
در آتش سوخت خواهد آرزوها
به زیر آفتاب سرخ و سوزان
کویر لوت گردد رود و دریا
بهار افسانه خواهد شد عزیزم
پرستویی نخواهد ماند اینجا
هیولای مهیب قحطی و فقر
گذارد خانه و کاشانه ها پا
به لب لبخندها خواهد که پژمرد
خسی حتی نروید میهن ما
ببارد هر کران خاکستر مرگ
جهنم در جهنم کوه و صحرا
مزن خود را به خواب هم میهن من
وطن نابود خواهد شد که فردا
بزن فریاد از دل تندرآسا
دو صد لعنت که بر آخوند و ملا

مهدی یعقوبی

۱۳۹۴ فروردین ۲۶, چهارشنبه

تا جاودان در قلبمی - مهدی یعقوبی(هیچ)


این شعر بصورت افقی و عمودی به یک شکل خوانده می شود













 شب تا سحر   چون بوی گل   عطر خوشش   در خانه ام
چون بوی گل    در سینه ام   مستم کند    جانانه ام
عطر خوشش مستم کند   پر می زنم    در آتشش
در خانه ام   جانانه ام   در آتشش   پروانه ام

در قعر شب   پر می دهد   در نورها   جان مرا  
پر میدهد    چون مرغکی   در اوج ها   با نغمه ها
در نورها   در آوج ها   مست و رها   پران  کند
جان مرا    با نغمه ها   پران کند   بی انتها

شیدای تو   من عاشقم   روحم تویی  آه ای گلم
من عاشقم   دیوانه ات   در چشممی   بر کاکلم
روحم تویی  در چشممی   در جان من   بنشسته ای
آه ای گلم    بر کاکلم   بنشسته ای   ای سنبلم

ای در دلم    خورشید ها    زیباترین   ای خوب من
خورشیدها    در جانمی    رویایمی   مطلوب من
زیباترین   رویایمی    در قلبمی    تا جاودان
ای خوب من    مطلوب من  تا جاودان   محبوب من
مهدی یعقوبی(هیچ)





۱۳۹۴ فروردین ۲۵, سه‌شنبه

به خودت جرئت تغییر بده




به خودت ای دل من جرئت تغییر بده
قدرت پر زدن از هر غل و زنجیر بده
تن و جان را بتکان یکسره از گرد و غبار
جرعه ای بر لب خود از می شبگیر بده
ترک ساحل کن و پا پهنه توفان بگذار
شعله ور سینه سپر بر تبر و تیر بده 
راه آزادی انسان به خطر گشته عجین
به رهش تن به دو صد تهمت و تکفیر بده
به جهان با همه بود و نبود عشق بورز
قلبها را به محبت همه تاثیر بده
چشمه عاطفه ها وه چه گل آلود شده است
هُرم دریا نفست را که تو تطهیر بده
در بهاران دلت بشکف و زیبایی را
در رگ و روح جهان فرصت تکثیر بده
زندگی چیست ؟ مگر جرئت اندیشیدن
گردنت خنده کنان تیغه شمشیر بده
بشکن قفل در ظلمت و تاریکی را
به  دلت نور سحر در شب دلگیر بده
به ره سرخ حقیقت سر افتاده برقص
مست و مستانه خودت را جگر شیر بده
سرنوشتت به جهان در کف پر قدرت توست
چرخش تازه به ارابه تقدیر بده

مهدی یعقوبی


۱۳۹۳ اسفند ۱۱, دوشنبه

این سران مملکت پایین و بالا فاسدند




این سران مملکت پایین و بالا فاسدند
روضه خوان و مفتی و آخوند و ملا فاسدند
از دهانهای مبارک یک به یک ، دور از شما
تا نشیمنگاه و آن سوراخ و مجرا فاسدند
از رئیس مملکت تا رهبر عالی مقام
صاحبان پشم و ریش و علم فتوا فاسدند
لات و لوت و دزدها در خانه ملت همه
روز و شب وغ وغ کنان در حال دعوا فاسدند
روی لب نام خدا هردم جنایت می کنند
عالمان بول و غائط ، طول و پهنا فاسدند
این وزیرانی که از مستضعفین دم میزنند
در میان قصرهای رو به دریا فاسدند
وعده های حوریان از بعد مردن میدهند
خود کنار صیغه ها در توی ویلا فاسدند 
مفتخوار و مرده خوار و رشوه خوار و جیره خوار
از لب و دندان و تا زیر شکمها فاسدند
خصم مادر زاد آزادی در ایران کهن
ننگ بر پیشانی و بدنام و رسوا فاسدند
نافشان را با دروغ از روز اول بسته اند
گرگهای شکل میش و اهل تقوا فاسدند
دینشان سرپوش قتل و غارت و آدمکشی است
حاکمان روضه خوان میهن ما فاسدند

مهدی یعقوبی

۱۳۹۳ آذر ۲۱, جمعه

از نام شما شیخان جز ننگ نخواهد ماند - مهدی یعقوبی (هیچ)




از نام شما شیخان جز ننگ نخواهد ماند
جز لعنت بی پایان جز ننگ نخواهد ماند
مشتی همه بی وجدان از طایفه دزدان
از هستی تان شیخان  جز ننگ نخواهد ماند
ای دشمن هر شادی آزادی و آبادی
از  ارث شما ایران جز ننگ نخواهد ماند
از نام شما فردا  بعد از شب دهشتزا
در حافظه ها هر آن  جز ننگ نخواهد ماند
ای گند همه اعصار  اشرار جنایتکار
از یاد شما دیوان  جز ننگ نخواهد ماند
برخاسته از گورید آدمکش و منفورید
ازمذهبتان پستان جز ننگ نخواهد ماند
ای جانی و قاتلها  از نام شما دلها 
یا بر لب هر انسان جز ننگ نخواهد ماند
چون لکه ننگینی پیشانی تاریخید
از نکبت تان دوران جز ننگ نخواهد ماند
جز وحشت و جز زندان اعدام به هر میدان
ای پست تر از حیوان جز ننگ نخواهد ماند
از آنهمه کشتن ها وز قوم شما تنها  
در میهن پر توفان جز ننگ نخواهد ماند
لب نام خدا دارید اهریمن خونخوارید 
میراث شما خوکان جز ننگ نخواهد ماند
مهدی یعقوبی (هیچ)

مهدی یعقوبی